پست شده در دسته‌بندی نشده

جیمز باند و خودروهایش؛ بهترین و بدترین‌های 007


جیمز باند یکی از مشهورترین شخصیت‌های سینمایی برای ماشین بازهاست. مامور اطلاعاتی بریتانیا تاکنون با خودروهای مختلفی ایفای نقش کرده است. 

از نخستین حضور جیمز باند در دهه ۱۹۵۰، خودرو همواره یکی از عناصر کلیدی شخصیت او بوده است. باند، برخلاف بسیاری از قهرمانان سینما تنها به سرعت و قدرت اهمیت نمی‌دهد بلکه به پرستیژ، نوآوری و جایگاه نمادین خودرو نیز توجه دارد. با این حال، مرور تاریخ نشان می‌دهد که همه انتخاب‌های خودرویی او بی‌نقص نبوده‌اند.

در این مقاله نگاهی جامع خواهیم انداخت به بهترین و بدترین خودروهای جیمز باند. از انتخاب‌های کلاسیک و افسانه‌ای گرفته تا خودروهایی که هرگز نتوانستند با اسطوره ۰۰۷ هم‌ سطح شوند. همچنین به خودروهای شروران و حتی گزینه‌هایی می‌پردازیم که باند می‌توانست، اما هرگز سوارشان نشد.

آغاز افسانه: انتخاب‌های بحث برانگیز نخستین

نخستین خودروی جیمز باند در رمان «کازینو رویال» (۱۹۵۳)، بنتلی ۴.۵ لیتری سوپرشارژ بود، خودرویی بزرگ، پرابهت اما از نظر فنی نامطمئن. حتی سازنده‌اش معتقد بود سوپرشارژر به روح این خودرو لطمه زده است. خرابی‌های مکرر و فرمان پذیری ضعیف باعث می‌شود این بنتلی را بتوان یکی از بدترین انتخاب‌ها برای یک مأمور مخفی دانست هرچند روی کاغذ، ظاهری باشکوه داشت.

اسطوره‌ای به نام DB5

بی تردید استون مارتین DB5 شناخته شده‌ترین خودروی جیمز باند است، حضور آن در فیلم «گلدفینگر» (۱۹۶۴) این مدل را جاودانه کرد. با این حال اگر از افسانه فاصله بگیریم، DB5 بیشتر به‌ خاطر طراحی، فضای داخلی کلاسیک و پرفورمنس بالا محبوب است تا عملکردی خارق‌ العاده. این خودرو بیش از آنکه بهترین استون مارتین تاریخ باشد، موفق‌ترین بریتانیایی از نظر تصویرسازی فرهنگی است.

انتخاب‌هایی هوشمندانه و متفاوت

در میان انتخاب‌های کمتر کلیشه‌ای باند، تویوتا 2000GT کانورتیبل جایگاهی ویژه دارد. این خودرو نه‌تنها زیبا بود، بلکه به عنوان نخستین خودروی اسپرت جدی ژاپن، اهمیت تاریخی داشت. هندلینگ دقیق و موتور شش سیلندر آن، این تویوتا را به یکی از هوشمندانه‌ترین انتخاب‌های باند تبدیل کرد.

لوتوس اسپریت S1 نیز با طراحی آینده‌ نگرانه و هندلینگ عالی، روی پرده سینما درخشان ظاهر شد هرچند در دنیای واقعی از مشکلات کیفی و فنی رنج می‌برد. در مقابل، سیتروئن 2CV در فیلم «فقط برای چشمان تو» نشان داد که حتی یک خودروی ساده و مردمی می‌تواند به ضد قهرمانی دوست داشتنی تبدیل شود.

اشتباهات آشکار؛ وقتی بازاریابی بر منطق پیروز شد

نمونه بارز یک انتخاب نادرست، BMW Z3 در «گلدن‌آی» است. خودرویی که با موتور چهار سیلندر ضعیف هیچ تناسبی با شخصیت باند نداشت و حضور کوتاهش نیز این ضعف را پنهان نکرد. این انتخاب بیش از هر چیز، نتیجه قراردادهای تجاری بود نه منطق داستانی یا فنی.

بازگشت اقتدار با ونکوئیش

استون مارتین ونکوئیش در «روز دیگر بمیر» قربانی فیلمی ضعیف شد، اما خود خودرو نمونه‌ای تقریباً ایده‌آل برای جیمز باند بود: عضلانی، تهاجمی و در عین حال شیک. بسیاری آن را بهترین وسیله نقلیه باند تا پیش از دوران مدرن می‌دانند.

خودروهای کمتر شناخته‌ شده اما مهم

برخلاف تصور عمومی، در نسخه کتاب «گلدفینگر»، باند ابتدا با استون مارتین DB2/4 MkIII رانندگی می‌کند، خودرویی که حتی از نظر رانندگی از DB5 دقیق‌تر و لذت‌ بخش‌تر بود.

همچنین نباید حضور تحسین‌ برانگیز آلفارومئو GTV6 در «اختاپوس» را فراموش کرد. خودرویی خوش‌ صدا و مهندسی‌ شده که نشان می‌داد تیم تولید دست‌کم در این انتخاب، شناخت خوبی از دنیای خودرو داشته است.

قلمرو شروران: عظمت و تهدید

شروران دنیای باند نیز بی‌سلیقه نبوده‌اند. مرسدس‌ بنز ۶۰۰ و رولزرویس فانتوم ۳ با ابعاد بزرگ، سکوت ترسناک و موتورهای قدرتمند، انتخاب‌هایی کاملاً متناسب با شخصیت‌های منفی بودند، خودروهایی که بیش از سرعت، حس سلطه را منتقل می‌کردند.

جمع بندی

خودروهای جیمز باند صرفاً وسایل نقلیه نیستند بلکه بخشی از روایت، شخصیت‌ پردازی و تاریخ سینما هستند. برخی از این انتخاب‌ها، افسانه ساختند و برخی دیگر ضعف‌های تصمیم‌ گیری یا ملاحظات تجاری را آشکار کردند.

اما در نهایت، همانطور که خود باند بارها ثابت کرده، یک خودروی نامناسب هم نمی‌تواند مانع مأموریت ۰۰۷ شود، هرچند قطعاً می‌تواند بحث‌های جذابی برای دوست‌ داران خودرو ایجاد کند.

نوشته جیمز باند و خودروهایش؛ بهترین و بدترین‌های 007 اولین بار در اسب بخار. پدیدار شد.



Source link

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی